

اگر از نگاهِ برخی زندگی را پوچ انگاریم، بیتردید رهایی از آن با خودکشی هم بهنوبهیِ خود پوچ و عبث خواهد بود؛ با این تفاوت که خودکشی بهخاطر واکنشی بودن نسبت بهجریان نخست، که زندگیست، از بطالت بیشتری برخوردار است؛ هرچند بهنقل از صادق هدایت، که این خطها را با یاد او نوشتم، برخی بهدنیا میآیند تا خودکشی کنند؛ یعنی بهباور او خودکشی انتخاب نیست. استاد مطهری در یکی از کتابهای خود، که ناماش را بهیاد نمیآورم، دلیل خودکشی صادق هدایت را ضعف و یا فقدان ایمان در او میداند؛ تفاوت و دقت دیدگاه نسبت به چنین پدیدهی پیچیدهای را با نگاهی به کتاب «خودکشی»(1897) اثر جامعهشناس فرانسوی امیل دورکیم درمییابیم.
دورکیم در این کتاب با روشی ساختارمند به بررسی این پدیده پرداخته و عوامل و انگیزههای گوناگونی را در آن کارگر میبیند. عوامل فرا-اجتماعی مانند: حالتهای روانی و مشکلات مرتبط با آن، عوامل نژادی و وراثتی، اقلیم و آب-و-هوا و تقلید؛ عوامل اجتماعی و گونهیهای اجتماعی: خودکشی خودخواهانه، خودکشی دگرخواهانه، خودکشی ناشی از فروپاشی ساختارهای اجتماعی نظیر بحرانهای اقتصادی و خانوادگی؛ و در نهایت خودکشی بهعنوان پدیدهای اجتماعی در کلیت خود و ارتباط آن با سایر پدیدههای اجتماعی با بررسی آماری.
دورکیم در بخش دوم از کتاب دوم(عوامل اجتماعی و گونهیهای اجتماعی) که خودکشی خودخواهانه را مورد مطالعه قرار میدهد، به بررسی مسألهی خودکشی و ادیان میپردازد؛ برای نمونه او درمییابد که خودکشی در میان پروتستانها فراوانی بیشتری دارد، و در میان کاتولیکها کمتر است و در میان یهودیها بسیار کمتر از آن؛ و علتهایی مانند نقش کلیسا، پایین بودن فردگرایی در جامعههای مذهبی و در نتیجه یکدستی بیشتر این جامعهها را در توضیح آن برمیشمارد. اما این کجا و آن توصیف دیگر دربارهی یکی از تیزبینترین و تأثیرگذارترین روشنفکران تاریخ ایران در کتابی که نام کتاب تربیتی بر خود گرفته است کجا!
این کتاب دورکیم شاید یکی از قدیمیترین کتابها در زمینهی موضوع باشد و با در نظر گرفتن هزاران کتاب و مقالهای که در این زمینه تاکنون نوشته شده است، میتوان فاصلهی فضایِ علوم انسانی و روشهای آنرا در اینجا و در جاهای دیگر سنجید؛ همواره برای بازکردن راهی تازه در دانش و علوم انسانی میباید نخست شناختی بیکم-و-کاست از «گذشته» و حال آن دانش بهدست آورد و سپس بهیاری این آگاهی مسیرهایی تازه را گشود؛ جز این صورت هرگونه ادعایی بهویژه در زمینهی علوم انسانی بیشتر به طنزی تلخ از سر سادهانگاری مانند خواهد بود.
دورکیم در این کتاب با روشی ساختارمند به بررسی این پدیده پرداخته و عوامل و انگیزههای گوناگونی را در آن کارگر میبیند. عوامل فرا-اجتماعی مانند: حالتهای روانی و مشکلات مرتبط با آن، عوامل نژادی و وراثتی، اقلیم و آب-و-هوا و تقلید؛ عوامل اجتماعی و گونهیهای اجتماعی: خودکشی خودخواهانه، خودکشی دگرخواهانه، خودکشی ناشی از فروپاشی ساختارهای اجتماعی نظیر بحرانهای اقتصادی و خانوادگی؛ و در نهایت خودکشی بهعنوان پدیدهای اجتماعی در کلیت خود و ارتباط آن با سایر پدیدههای اجتماعی با بررسی آماری.
دورکیم در بخش دوم از کتاب دوم(عوامل اجتماعی و گونهیهای اجتماعی) که خودکشی خودخواهانه را مورد مطالعه قرار میدهد، به بررسی مسألهی خودکشی و ادیان میپردازد؛ برای نمونه او درمییابد که خودکشی در میان پروتستانها فراوانی بیشتری دارد، و در میان کاتولیکها کمتر است و در میان یهودیها بسیار کمتر از آن؛ و علتهایی مانند نقش کلیسا، پایین بودن فردگرایی در جامعههای مذهبی و در نتیجه یکدستی بیشتر این جامعهها را در توضیح آن برمیشمارد. اما این کجا و آن توصیف دیگر دربارهی یکی از تیزبینترین و تأثیرگذارترین روشنفکران تاریخ ایران در کتابی که نام کتاب تربیتی بر خود گرفته است کجا!
این کتاب دورکیم شاید یکی از قدیمیترین کتابها در زمینهی موضوع باشد و با در نظر گرفتن هزاران کتاب و مقالهای که در این زمینه تاکنون نوشته شده است، میتوان فاصلهی فضایِ علوم انسانی و روشهای آنرا در اینجا و در جاهای دیگر سنجید؛ همواره برای بازکردن راهی تازه در دانش و علوم انسانی میباید نخست شناختی بیکم-و-کاست از «گذشته» و حال آن دانش بهدست آورد و سپس بهیاری این آگاهی مسیرهایی تازه را گشود؛ جز این صورت هرگونه ادعایی بهویژه در زمینهی علوم انسانی بیشتر به طنزی تلخ از سر سادهانگاری مانند خواهد بود.
Émile Durkheim, Le suicide. Étude de sociologie (1897). Paris: Les Presses universitaires de France, deuxième édition, 1967, 462 pp. Collection: Bibliothèque de philosophie contemporaine.
این کتاب و سایر کتابهای امیل دورکیم در اینجا در دسترس است.
* بخشی از دستنوشتهی بوف کور، برگرفته از ویکیپدیا.
* بخشی از دستنوشتهی بوف کور، برگرفته از ویکیپدیا.








